|
ساعت از ۱۲ گذشته اومدم سایت تا برای مهناز شارژ بگیرم .............. نمیدونم چرا اومدم اینجا ............ شاید دلم می خواست یه کم بنویسم ....... ......................... دیگه اخرهای ترمه و باز هم سرمون حسابی شلوغه چقدر زود گذشت ............ ............... چند روزه خبری از مهربون ندارم فکر کنم اینجوری بهتره هم برای اون و هم برای من اما راستش نمی تونم بگم که دلتنگ نمی شم دلم خیلی براش تنگ شده ولی خوب ....... خودمو به رمان خوندن سر گرم میکنم هر چند که زندگی هر کدوم از ما ادم ها یک رمانه...... ........................ با بچه ها برنامه ریزی کردیم برای شب یلدا .... دور از خانواده ولی خوش میگذره .... توی خواب گاه و دوران دانشجویی امکان نداره خوش نگذره .. از گریه هم گریه میکنیم و از خنده هم می خندیم میگن ادم هارو تا باهاشون زیره یک سقف نری نمی تونی بشناسی واقعا درسته ......... هر کسی یک خصوصیتی داره مهم اینه که بتونی خودتو با دیگران وفق بدی به همه احترام بذاری و همیشه شخصیت خودتو حفظ کنی اون موقع است که همه دوستت دارن توی هنرستان زیاد می گفتم ادما همیشه شخصیتشونو خودشون می سازن ...................... دنبال یک جمله ام که حسمو بگم ولی ذهنم یاری نمیکنه جز آه کشیدن..... هـــــــــــــــــــــــــــــی...... ... :)
به بهانه ی باران چند روزه ی شهر: همیشه میگم که عاشق بارونم حتی به قیمت سرما خوردن باران رحمته نعمته کلاس طراحی داشتم دلم انقدر از همه چیز و همه کس گرفته بود بارون میومد .... توی حیاط دانشگاه زیر بارون کلی قدم زدم عاشق گریه کردن زیره بارونم چون بارون با قطره های قشنگش صورتتو می پوشونه و نمیگذاره که کسی بفهمه......... زیره بارون هر جی از خدا بخوای بهت میده وقتی که بارون میاد دعاها اجابت میشه چون در های رحمت بازه ......... دلم نیومد ازش بگذرم ....
زمان چه زود میگذره....
ادم ها چه زود تغییر میکنن و عوض میشن ۱ سال از اخرین دفعه که نوشتم میگذره خیلی چیزها عوض شده من ....... اما خوب چیزهایی هم هستن که هیچ وقت عوض نمی شن مثل احساسی که هر ادمی توی دلش داره .......................... دانشجوی ترم ۲ هنرهای تجسمی ام خیلی زود گذشت ازدواج منصور یکسال شد پیمان خیلی بهتر شده و اما خودم ..... دلم مثل همیشه گاهی وقت ها ابریه و گاهی وقتها افتابیه افتابی ...... مثل همیشه از خیلی چیزها و خیلی حرف ها میگذرم زیاد تغییر نکردم ولی بزرگتر شدم هنوز خیلی مونده ..... وجود خدا رو کنارم بیشتر حس میکنم دیگه کم کم میفهمم که دوستم داره و خیلی کنارمه آخ که دلم می خواد می تونستم پر بکشم تو اسمون ..... نمی دونم چرا اومدم ولی می خواستم یه یاد خاطره ای تازه کنم .... ............................. .............. ........ ...
|
![]()
....من یه دخترم همیشه شبا بهت فکر میکنم شبا باهات حرف میزنم و با احساسم میخوام بهت بگم که دنیام تاریکه مثله شب . بی تو تنهام مثله ماه . کوچیکم مثل ستاره . اما دوستت دارم قده اسمونی که اندازه نداره ...... Shabha Chashmanam Miadgahe Ashk mishavad Va gham Hamneshine Ghalbam eyy inke dar hekayate shab penhan shodeyi be azemate abiye delam nazar kon va bebin ke in del che asheghane mitapad faghat dar entezare amadane to .... ...گذره عمرآذر 1390آذر 1389 آبان 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |